کد بنر:
کد لوگو :
کد امکانات سایت
صفحه اصلي سايت
تصاوير زيباسازي وبلاگ
تصاوير زيباساز وبلاگ
تصاوير انيميشني دخترونه
تصاوير انيميشني پسرونه
تصاوير انيميشني دخترو و پسر
كد موسيقي لايت و احساسي
قالب عاشقانه
قالب نرم افزار
قالب موزيك
قالب موبايل
قالب ورزشي
قالب هنرمندان
قالب مذهبي
قالب مناسبتي
قالب هاي ديگر
آرشيو همه قالبهاي وبلاگ
اس ام اس عشقولانه
اس ام اس خنده دار
اس ام اس تصويري
اس ام اس سركاري
اس ام اس مخصوص شب
اس ام اس رمانتيك
اس ام اس تنهايي
اس ام اس آموزنده
اس ام اس غضنفري
اس ام اس ويژه تولد
اس ام اس ویژه تابستان
اس ام اس ويژه زمستان
اس ام اس عشقولانه خارجي
اس ام اس ويژه مناسبتهاي مختلف
عكس هاي عاشقونه
عكسهاي جالب
عكسهاي متحرك
عكسهاي ماشين اسپرت
عكسهاي بچه
عكسهاي حيوانات
عکسهای
گوناگون
عكسهاي بازيگران ايراني
عكسهاي بازيگران خارجي
والپپر موبايل
كليپ تصويري
كليپ صوتي
زنگ موبايل و زنگ اس ام اس
تم و بازي و نرم افزار موبايل
بررسي جديدترين گوشي ها
بیوگرافی هیفاء محمد وهبی
یک زیبای خیره کننده از لبنان. چشمهای گیرا ، ظرافت ، دلربایی کردن و به طمع انداختن. این شیفتگی شرقی ، کلید ورود او به دنیای شهرت ، مد و موزیک بوده است.
هیفا در سن 16 سالگی ،در مسابقه زیبایی جنوب لبنان برنده شد و در سال 1995 در قسمتی از رقابت میس لبنان توانست مقام بیاورد
Hayfa Wehbe
نام کامل : هیفاء محمد وهبی
نام هنری :هیفاء وهبی
تاریخ تولد : 10 مارس 1970
محل تولد : لبنان
ایمیل آدرس :info@hayfawehbe.com
وب سایت رسمی : www.hayfawehbe.com
یک زیبای خیره کننده از لبنان. چشمهای گیرا ، ظرافت ، دلربایی کردن و به طمع انداختن. این شیفتگی شرقی ، کلید ورود او به دنیای شهرت ، مد و موزیک بوده است.
هیفا در سن 16 سالگی ،در مسابقه زیبایی جنوب لبنان برنده شد و در سال 1995 در قسمتی از رقابت میس لبنان توانست مقام بیاورد .تقریبا یک سال بعد بود که این زن جوان و زیبای لبنانی درخواستهای زیادی از Fashion Show به دستش رسید. پس از آن ، عکسهایش روی جلد بیش از 100 مجله بچاپ رسید ، که او این موضوع را مدیون زیباییش ( با صورتی کاملا عربی وشرقی) است. بعلاوه در سایتهای اینترنتی ، گیرایی چشمهایش ، طلسم می کرد . او در ملکه زیبایی جهان ، توسط طرفدارانش رای آورد..
یک برادر کوچکتر و یک خواهر و برادر بزرگتردارد .
مجرد و فارغ الاتحصیل رشته مهند سی مکانیک است .
در زمینهای موسیقی و سینما و تبلیغات فعایت می کند .
به ورزشهای والیبال , اسکی , شنا علاقه دارد و در حال حاضر کاپیتان تیم والیبال هنرمندان می باشد .
گیتاریست سابق گروه آریان بود ه و در نواختن گیتار , ارگ , پرکاشن مهارت دارد .
از سوابق سینمایی می توان فیلـمهــای ( سـام و نرگــس) , ( زمـانـه) , ( شــام آخــر) , ( بالای شهر و پایین شهر) , (چــشمان ســیاه) , ( بوتیک) ,
( زهره عـسـل) , ( کـــــمـا ) و( ســیزده گــربــه روی شــیـروانــی ) را نـام بـرد .
در سال 1982 ميلادي در تهران متولد شد . ياس اولين بار در سن 16 سالگي شروع به گوش کردن به موزيک هاي رپ کرد وقتي که پدرش مي خواست از سفر تجاري از آلمان بازگردد ، براي او آخرين سي دي هاي " توپاک " و ديگر خواننده هاي هيپ هاپ را مي آورد .
بعد از مرگ ناگهاني و نا به هنگام پدرش ، ياس در موقعيتي قرار گرفت که مي بايست مسئوليت خانواده خود را به عهده گيرد . بدهي هاي پدرش که بر دوش او افتاده بود به سختي توانست از پس مخارج خانواده خود برآيد .
ياس در سن 18 سالگي مجبور شد روياي رفتن به کالج را کنار بگذارد ، شروع به کار کند و آخرين بازمانده هاي خانواده اش ( مادرش ، برادر کوچکتر و خواهرانش ) را ساپورت کند . اين زماني بود که شروع به نوشتن شعرهايي کرد که خيلي زود به متن موزيک هاي او تبديل شدند . اين همچنين راهي براي او بود تا با خاطرات پدرش نزديک بماند .
بعد از لزلزله بم در ايران ، ياس ازشمار گشته شدگان ( نزديک به 50 هزار نفر ) در آن مصيبت به شدت ناراحت شده بود ، اين زماني بود که او اولين آهنگش را به نام "بم" نوشت . اين ابتداي حرفه خوانندگي او بود . او دريافت که در مسير موسيقي رپ اين توانايي را دارد تا با مردم به وسيله ي گفتن تمام داستان ها ارتباط برقرار کند . چيزي که او گمان مي برد بيانشان به وسيله ديگر سبک هاي موسيقي که فقط شامل چند وزن و قافيه بودند امکان پذير نيست.
با نگاهي به مسير موسيقي او ، او اين توانايي را داشت تا به مردم الهام ببخشد و قلب ميليون ها جوان ايراني را به تسخير خود در آورد او تصميم گرفت تا آهنگ هاي خود را به مسئولان معرفي کند و براي گرفتن مجوز انتشار يک آلبوم تقاضا دهد .
سال ها " نه " شنيدن از مسئولان و بارها مورد تمسخر قرار گرفتن براي سبک خوندنش ( رپ ) که شباهت داده مي شد به "روزنامه خواني" ، تلاش هاي او در آخر به ثمر نشست.
تا اين زمان ، در حرکتي بي سابقه شش تا از ده آهنگ او مجوز انتشار دريافت کرد و به زودي ياس تبديل به اولين رپر در ايران شد که موفق به انتشار يک آلبوم به صورت قانوني مي گرديد. ياس : " من در آهنگهايم فحاشي نمي کنم يا در مورد --- و خشونت نيز نمي خوانم. من مي خواهم که قادر باشم تا با افتخار آهنگهاي خود را درمقابل خانواده ام بخوانم . آهنگ هاي من معمولا با شکايت يا دردهاي اجتماعي شروع مي شوند ولي هميشه با اميد خاتمه مي يابند. اين بسيار مهم است که به نسل جوان القا کنيم تا به بالاترين درجه خود برسند و بهترين باشند . ما به اين نيازمنديم"
به راستي در اندک زماني ياس از کسي که در مقابل گروه هاي کوچک مي خواند تا امروز که او يکي از محبوب ترين رپرهاي ايراني است . امروزه آهنگ هاي او توسط ميليون ها کاربر در سراسر دنيا از طريق وبسايت هاي متفاوت و صدها وبلاگ فارسي شنيده و دانلود مي شوند.
در سال 2006 ياس آهنگي نوشت به نام " سي دي رو بشکن " که درباره يک هنرپيشه زن خوشنام ايراني نوشته شده بود . کسي که قرباني يک توطئه غيراخلاقي شده بود . در آن آهنگ ياس از تمام مردمي که نقش در بي اعتبار کردن آن هنرپيشه داشتند انتقاد کرد و از همه درخواست کرد که جلوي انتشار آن مايه شرمساري را بگيرند و آن فيلم را از کامپيوترها و موبايل هاي خود پاک کنند .
آن آهنگ باعث بوجود آمدن خشمي در ميان جوانان ايراني شد و هزاران نفر نوشتند و اعتراف کردند که آن سي دي را شکسته اند. گفته شده است که آن آهنگ حداقل در ايران مابين 3-2 ميليون بار شنيده و دانلود شده. موسيقي ياس مرزها را درهم نورديد و به آن سوي آب ها رفت و اکنون او به سرعت به صداي نسل خود تبديل مي شود . براي ايرانيان داخل و خارج کشور از او تقريبا به توپاک ايراني ياد مي کنند .
ياس در آهنگ " هويت من" از غرورش نسبت به ميراث و تاريخ ايران مي خواند و به فيلم جنجال برانگيز " 300 " اشاره مي کند ، آن آهنگ به نوعي از سرود ملي براي نسل هاي جوان تبديل شد ، به خصوص يهوديان ايراني که مشتاق براي ارتباط با فرهنگ و تاريخ غني خود هستند . موسيقي او ، استاندارد جديدي براي رپ ايران به وجود آورد .و الهام بخش افراد بسياري شده و رپرهاي فارسي را به سوي خود مي آورد تا از سبکش با خواندن آهنگ هاي معني دار و مثبت پيروي کنند .
شما او را خواهيد ديد که با ديگر هنرمندان همکاري مي کند تا پرشين رپ را به دنيا معرفي و جهاني سازد .
جديدا ياس در استوديو براي روي آخرين آلبومي که انتظارش را مي رود کار مي کند و شعرهايش بر روي موضوعاتي مي باشد که شنونده را به سفري درون زندگي خصوصي او مي برد . بهترين و پرافتخارترين لحظه ي زندگي او زماني بود که توانست خواهرانش را ( که همگي دانش آموزان ممتازي هستند ) در کالج ثبت نام کند . امتيازي که او قادر به انجام آن نبود .
يه بيو گرافي کوتاه از رضايا
امير رضا طاري ملقب به رضايا متولد 16 تير 1365
ديپلم گرافيک داره و در حال حاضر دانشجوي ترم سوم کنسرواتور
و ساکن يوسف اباد .مجرده و در حال حاضر در سبک r&b فعاليت مي کنه
و به مدت 1سال هم پاپ کار کرده.








متولد چه سالي هستيد؟
خرداد سال 1359 به دنيا آمدم.
چند خواهر و برادر داريد؟
يك خواهر دارم كه چند سالي از من كوچكتر است هر چند كه ما به لحاظ اخلاقي با هم بسيار متفاوت هستيم اما به هم بسيار وابسته و علاقهمنديم، من و خواهرم در امارات تحصيل ميكنيم.
ساميه لك دوست دارد در زندگي شخصياش به چه چيزي برسد؟
آرامش و خوشبختي...
وقتي براي اولين بار تصويرت را در تلويزيون ديدي چه احساسي داشتي؟
راستش را بخواهيد من با خودم حسابي كلنجار رفتم كه نبايد از خودم موقع ديدن تصوير انتقاد زيادي داشته باشم، چون اين سريال اولين تجربه بازيگري من بود و من براي اولين بار بود كه حضور در جلوي دوربين را تجربه ميكردم. به همين خاطر وقتي تصويرم را ديدم برعكس خيليها از كار و تصويرم بدم نيامد.
عكسالعمل خانوادهتان چه بود؟
آنها بسيار خوشحال شدند و به من تبريك گفتند.
اوقات فراغتتان را چه كار ميكنيد؟
ورزش ميكنم... فيلم ميبينم و ساز ميزنم.
از بين بازيگران جوان بازي چه كسي را ميپسنديد؟
از بين خانمها بازي گلشيفته فراهاني را دوست دارم و از آقايان هم بهرام رادان را ميپسندم.
: خصوصيات بارز ساميه لك چيست؟
اينكه همه آدمها را دوست دارم و تا به حال بد كسي را نخواستم و دلم نميخواهد دل كسي را بشكنم.
چند سال است خارج از ايران زندگي ميكنيد؟
حدود شش سالي ميشود كه در كشور امارات زندگي ميكنم.
چرا به اين كشور رفتيد؟
براي ادامه تحصيل به دبي رفتم و در رشته مهندسي معماري در آن كشور مشغول به تحصيل شدم.
از زندگي در آن كشور راضي هستيد؟
بله، امارات كشور بسيار آرامي است، از طرفي به ايران بسيار نزديك و هر وقت كه اراده كنم ميتوانم راحت به ايران بيايم.
زندگي به تنهايي و دور از خانواده برايتان سخت نيست؟
سخت هست ولي اين سختي باعث شد كه من درسهاي زيادي بگيرم و روحيه و ريسكپذيري و استقلالطلبي در من بيشتر شود.
شنيديم به واسطه يكي از دوستان فريدون جيراني براي اين كار معرفي شديد، تست داديد و در
نهايت انتخاب شديد؟
بله، اين در حالي بود كه بازيگري براي من هيچ وقت دغدغه نبود، من به بازيگري فكر ميكردم منتهي همان طور كه ممكن است بسياري از آدمها به آن فكر كنند.
شما در بدو ورودتان به عالم بازيگري بسيار خوششانس بوديد و با كارگردان بزرگي كارتان را آغاز كرديد؟ كارگرداني كه به كشف استعدادهاي
ناشناخته مشهور است؟
بله، من حتي قبل از اينكه با آقاي جيراني كار كنم علاقه زيادي به نوع كارها و تفكراتشان داشتم، هميشه نوشتهها و مقالاتشان را دنبال ميكردم شايد دليل اصلياش آن بود كه پدرم علاقه زيادي به سينما و كارهاي آقاي جيراني داشت و از سالهاي دور مطالب و نوشتهها و فيلمهاي ايشان را دنبال ميكرد و همين مسئله سبب شد تا من هم با تفكرات فريدون جيراني از همان سالها آشنا شوم.
نميترسيديد در مقابل اين همه بازيگرحرفهاي بازيتان اصلا به چشم نيايد؟
نه... چون بازيگران مقابل من همگي ميدانستند كه من نابازيگر هستم، به همين خاطر توقع زيادي از من نداشتند در عين حال به من كمك ميكردند تا بتوانم بازي بهتري را ارائه بدهم.
براي رسيدن به اين نقش با چه كسي مشورت كرديد؟
سعي كردم با آقاي جيراني راجع به شخصيت مارال، نوع تفكر و دغدغههايش حرف بزنم و به نقطهنظرهاي مشترك برسيم اين مشورت به من كمك زيادي براي نزديك شدن به مارال كرد.
قصد داريد از اين به بعد بازيگري را به طور حرفهاي دنبال كنيد يا...؟
اگر كار خوبي به من پيشنهاد شود چرا كه نه... بازيگري حرفهاي است كه به تو اجازه ميدهد جاي خيليها قرار بگيري، اتفاقي كه در شرايط عادي در زندگيات نميافتد، در هر حال من هميشه از خدا ميخواهم آن چيزي را به من بدهد كه لياقتش را دارم. مطمئن باشيد اگر لياقتش را داشته باشم و به صلاحم باشد در اين حرفه ميمانم.
از مارال چه چيزي در شما به عنوان يادگاري ماند؟
اينكه ميتوانم به ديگران هم تكيه كنم، قبلا هميشه فكر ميكردم بايد همه كارها را به تنهايي انجام دهم اما الان دوست دارم در بعضي از جاهاي زندگي به كسي تكيه كنم.
ساميه لك بعد از حضور در اين سريال چه تغييري كرد؟
يك مقدار اعتمادم را نسبت به ديگران از دست دادم.
به تازگي سهشنبهها از شبكه دوم سيما مجموعهاي به نام ?مرگ تدريجي يك رويا? پخش ميشود كه اولين كار تلويزيوني فريدون جيراني كارگردان باسابقه كشورمان است. اين مجموعه نوشته عليرضا محمدي است و در 26 قسمت پنجاه دقيقهاي تهيه شده؛ سريالي كه از 25 اسفند ماه 85 در تهران، شهرهاي شمالي و كشور تركيه مقابل دوربين رفت.
داستان اين سريال مضموني اجتماعي دارد و شخصيت اصلي آن زني به نام ?مارال? ميباشد كه با چاپ رمان خود به نام ?گيتي? به شهرتي ميرسد كه زندگياش را تحتالشعاع قرار ميدهد. اين نقش را ?ساميه لك? بازي ميكند؛ كسي كه براي اولين بار مقابل دوربين ظاهر شد. آن هم دوربين فريدون جيراني.او در اين مجموعه نقش محوري مجموعه را بازي ميكند و روبهروي او دانيال حكيمي نقش ايفا ميكند. از ديگر بازيكنان اين مجموعه بايد به ستاره اسكندري، هوشنگ توكلي، فريده سپاهمنصور، مائده طهماسبي، مهسا كرامتي، شيوا خنياگر، نيلوفر محمودي، هايده حائري و... اشاره كرد. اما بازي ساميه لك به عنوان اولين تجربه در كاري 26 قسمتي باعث شد به سراغ اين بازيگر جوان برويم و بيشتر با او آشنا شويم. بازيگري كه تا امروز نقش مارال را به خوبي ايفا كرد.
مجموعه آثار:
- مارمولک (کمال تبریزی، 1382)
- هوو (علیرضا داودنژاد، 1384)
- کارگران مشغول کارند (مانی حقیقی، 1384)
- زاگرس (محمدعلی نجفی، 1384)
- پارک وی (فریدون جیرانی، 1385)
فرزاد فرزين - سن : 25 سال متولد 3 تير ماه 1360 گيتار از کارهاي آهنگسازي : ( هموطن – پشت صحنه – کار دوئل مهدي مدرس و مهدي مقدم ) از کارهاي تنظيم کنندگي : ( آلبوم کاغذ مچاله – مهدي مدرس ) , کارهاي تصويري : فيلم پسران آجري ( که هم اکنون در نوبت اکران است ) دوستان صميمي : پوريا پورسرخ – محسن چاوشي , آلبوم شراره : اين آلبوم در سال 1383 به بازار آمد و تنظيم کنندگي و آهنگسازي اين آلبوم را نيز خود وي بر عهده داشت , آلبوم شوک : اين آلبوم داراي 14 آهنگ مي باشد . با آهنگسازي : ( پيام شمس – علي ثابت – محسن چاوشي - و فرزاد فرزين مي باشد ) و تنظيم کنندگي : ( نويد سپهر و پويا نيک پور ) و با ترانه سرايي : ( مريم حيدرزاده – ترانه مکرم – ساسان مقدس - داريوش شهرياري – فرزاد فرزين – سعيد پور احمد و محمد فراهاني ) | کليپ ها : (بهش بگو ( فرشاد گلسفيدي ) – بعد تو ( گروه نياسان) - شراره ريميکس ( کيوان ملک مطيعي )
محل تولد : خيابان « ستارخان » تهران شغل پدر : مشاور وزير راه و ترابري ( اکنون بازنشسته است ) شغل مادر : رئيس ثبت احوال منطقه ? تهران ( اکنون بازنشسته است ) تعداد برادر : ندارد تعداد خواهر : 1 خواهر فرزند دوم خانواده نوع ديپلم : رياضي فيزيک مدرک تحصيلي : ليسانسه مديريت صنعتي وضعيت تأهل : مجرد محل سکونت فعلي : « سعادت آباد » تهران سابقه بازيگري : فيلم « دنياي محبوب » ساخته ارسلان مير حسيني - فيلم « پسران آجري » ساخته مجيد قاري زاده سال شروع کار موسيقي به صورت رسمي : سال ???? نام اولين و فعلا تنها آلبوم او : « شراره » ساز تخصصي : کيبورد محل اولين کنسرت رسمي او : جزيره کيش دوستان صميمي : پوريا پورسرخ – محسن چاوشي تيم فوتبال داخلي مورد علاقه او : پرسپوليس
بیوگرافی سیاوش قمیشی

سیاوش قمیشی متولد 21 خرداد ماه 1324 هجری شمسی برابر با 11 june سال 1945 میلادی صادره از اهواز به شماره ی شناسنامه ی 173 می باشد . پدرش مصطفی قمیشی در شهر دزفول و در روستایی به نام « قمیش » زندگی می کرده است و اصلا متعلق به همانجا می باشد ؛ اکنون فوت شده و در آرامگاه شاه عبدالعظیم در شهر تهران آرمیده است . رود دز از میان شهرستان دزفول می گذرد . در قدیم برای آب رسانی در شهر دزفول در زیر زمین تونل هایی حفر میشد که آب را به تمام نقاط شهر می رساند . در محل های مخصوصی زمین را حفر می کردند تا به این تونل برسند که به این محل ها قمیش ( قمش ) می گفتند . این قمیش ها تا دهه چهل خورشیدی مورد استفاده مردم برای نوشیدن ، شستشو و ... بوده است و پس از آن به علت گسترش لوله کشی مسدود و در حال حاضر آبی در آنها جاری نمی باشد .
خانواده ی سیاوش قمیشی که علاقه ی او را به موسیقی درک کرده بودند خانمی را برای تعلیم به وی استخدام کردند و او چهار سال زیر نظر این معلم به آموختن زیر و بم موسیقی پرداخت . بعدها گیتاری برایش تهیه کردند و سیاوش از ده سالگی ، شخصا و بدون این که معلمی داشته باشد به نواختن گیتار مشغول شد و در مدت کوتاهی توانست به آن مسلط شود . آن چه از دوران کودکی به نیکی باقی در ذهن سیاوش مانده نوروز ، ماهی قرمز و شمردن پول های عیدی است . کلاس هفتم و هشتم را در تهران و در مدرسه ی البرز به درس خواندن مشغول شد و در همان دوران با کوروش یغمائی صمیمیت فراوانی پیدا کرد . این دو در خلوت دوستانه ی شان به خواندن و نواختن می پرداختند و بعد ها نیز همکاری بیشتری با هم پیدا کردند . سیاوش قمیشی در سن 12سالگی به آن مرحله رسیده بود که می توانست هنر موسیقی اش را در مقابل عموم به نمایش بگذارد . به همین جهت به همراه بندی اجرای موسیقی را شروع کرد . بعد از یک سال چنان پیشرفت خوبی حاصل کرد که از سیزده سالگی در مُتل قو با ارکستری که مخصوص به خودش بود آهنگ های خواننده های معروف آن زمان ( مانند بیتلز و ... ) را می خواند و از این طریق کسب در آمد می نمود . آهنگ قایقران اولین تجریه ی آهنگ سازی سیاوش قمیشی در سن ( 14 سالگی ) بود ، آهنگی که توسط خواننده ای به نام ضیا خوانده شد . پدر سیاوش قمیشی با گرایش او به سمت موزسیقی مخالف بود و از اینکه پسرش چنین راهی را انتخاب کرده راضی به نظر نمی رسید . به همین علت سیاوش مجبور شد راهش را به تنهایی ادامه دهد و مسیر زندگیش را خودش انتخاب نماید . زمانی که سیاوش در ایران به موسیقی می پرداخت ، برادر و خواهرش در انگلستان به تحصیل مشغول بودند . داستان از این قرار است که وقتی برادرش در فصل تابستان برای دیدار خانواده به تهران آمد به سیاوش قمیشی پیشنهاد داد که همراه او به انگلستان برود و هنرش را در آنجا دنبال نماید . سیاوش نیز پیشنهاد وی را پذیرفت . این چنین شد که سیاوش قمیشی در سال 1959در حالی که هنوز به سن چهارده سالگی نرسیده بود با خوشحالی و شادمانی به نزد برادر و خواهرش در لندن رفت و در انگلستان سکنی گزید . به مدت یک سال در کنار برادرش زندگی کرد اما طرز فکر آنها زیاد با هم متناسب نبود ؛ ( سیاوش زیاد به کلاب می رفت و موزیک گوش میداد و این نوع زندگی مورد تائید برادر و خواهرش نبود ) . به علت همین عدم تفاهم بعد از مدتی از برادرش جدا شد و شخصا به زندگی پرداخت . در سال های 1961 تا 1962 ، حضور او در انگلستان مصادف با زایش گروه های معروف و قدرتمند موزیک مانند بیتلز بود که مسلما تاثیر شگرفی در رشد و شکوفایی هنر وی داشته است . دیپلمش را از high school ( دبیرستان ) در لندن گرفت و بعد از آن به royal academy of arts رفت و تحصیلش را در رشته ی classical jaaz ادامه داد . composition خواند و مدرک arrangment از royal academy of arts اخذ نمود . او با با اعضاء گروه هایی که کنسرت اجرا می کردند دوست بود و همین دوستی باعث شد که بعد از مدتی فعالیت خود را با یکی از همین گروه ها آغاز کند .
داستان از این قرار بود که سیاوش ساز می نواخت و اعضا ارکستری که با او دست بودند از این موضوع اطلاع داشتند و وقتی گیتاریست یکی از همین ارکستر ها مریض شد و مدت ها بود که کسی را به عنوان جانشین وی پیدا نمی کردند از سیاوش قمیشی درخواست نمودند تا جایگزین وی شود و این چنین رسما پیشنهاد همکاری به او دادند . این همکاری بسیار خوب شروع شد و پایه گذاری مناسبی بود . سیاوش همکاری خود را به مدت سه سال با این ارکستر ( که insects نام داشـت ) ادامه داد و بعد از آن به مدت چهار سـال با گروهی به نام wingers به ادامه ی فعالیت پرداخـت و سرانجام خودش ارکستر مخصوص خودش را پایه گذاشت ؛ ارکستری که جز خودش باقی نوازنده های آن غیر ایرانی بودنـد . وظیفه ی سیاوش قمیشی در این بند خوانندگی بود و در عین حال به نواختن گیتار هم می پرداخت . بعد از مدتی کیبوردیستشان به دلایلی ارکستر را ترک کرد و سیاوش از آن موقع مسئولیت نواختن کیبورد را نیز پذیرفت و جای خالی کیبوردیستِ رفته را پُر کرد . زندگی سیاوش به همین شکل می گذشت . تا اینکه در سال 1971 یعنی نزدیک به 12 سال بعد و در سن بیست و پنج سالگی تصمیم گرفت محل زندگیش را به تهران تغییر دهد و عازم ایران شود . پس با این تصمیم راهی کشورش ایران شد . در این میان چندین بار به لندن رفت و برگشت . در همین حین همکاری بیشتری نیز با کوروش یغمائی پیدا کرد . بعد از ورود به ایران بندی به نام stars تشکیل داد و در آن گروه به بازخوانی آهنگ های خارجی پرداخت . بعد ها در کنار شهرام شب پره ، کامبیز معینی و همایون جلالی ، در گروهی به نام rebels به همکاری پرداخت . مسئولیت سیاوش قمیشی در این بند خواندن آهنگ های slow بود و شهرام شب پره آهنگ های تند را اجرا می نمود . در همین اثنا سیاوش با شرکت رنگارنگ همکاری نزدیکی پیدا کرد و برای این شرکت آهنگ می ساخت که « وارطان آوانسیان » آهنگ هایش را برای اجرا در اختیار خوانندگان مختلفی قرار میداد و چون سیاوش قمیشی قبل از خواندن آهنگش توسط خواننده ها ، خودش نیز آنها را اجرا می کرد ، به شدت مورد توجه آوانسیان قرار گرفت و این گونه شد که آوانسیان بعد از انقلاب مجموعه ی آثار سیاوش را به صورت مستقل منتشر کرد . سیاوش تا سن 34 سالگی در ایران بود تا اینکه انقلاب صورت گرفت و او نیز شرایط را برای ماندن محیا ندید به همین علت در سال 1978 به آمریکا رفت و در شهر لس آنجلس مشغول به زندگی شد .او در ایران با شخصی به نام « جمال نادر » آشنا شده بود که هر دو می نواختند و می خواندند و وقتی به لس آنجلس رفتند تصمیم گرفتند با همکاری هم آلبومی منتشر کنند . پس با همکای یکدیگر کار روی آلبوم « فرنگیس » را شروع و برای آماده شدنش یک سال و نیم وقت صرف نمودند و در نهایت توانستند در سال 1981 آن را روانه ی بازار نمایند . در آن دوران کمپانی خاصی برای پخش این آلبوم وجود نداشت به همین علت این آلبوم توسـط مردم کـپی و دسـت به دسـت می شد . اما بـعد ها توسـط چهـار کـمپانی : « آرت کو » ، « آواز » ، « ترانه » و « پارس ویدئو » منتشر شـد که با فـروش بسـیار خوبی نیز روبرو گردیـد . سیاوش قمیشی تاکـید می کند که ارائه ی آلبـوم « فرنگیس » تنها برای سرگرم شدن بوده و او قصد نداشته است تا با این آلبوم تبدیل به یک خواننده شود اما وقتی که در سال 1992 « مسعود فردمنش » به او پیشنهاد داد که کاری مشترک ارائه دهند و چندین شعر ( که بارز ترین آنها به گفته ی سیاوش پرنده های قفسی بود ) در اختیار سیاوش قرار داد انتشار آلبوم جدید را قبول کرد . به این ترتیب سیاوش قمیشی از سن 49 سالگی رسما خوانندگی را آغار نمود و آلبوم « حکایت » را منتشر ساخت که مورد توجه بسیار زیادی قرار گرفت . درخواست مردم و کمپانی ها بعد از آلبوم « حکایت » و استقبال پرشوری که از آن صورت گرفت ، باعث شد که او حرفه ی خوانندگی را ادامه دهد و علاوه بر آلبوم فرنگیس 13 آلبوم دیگر نیز روانه ی بازار موسیقی نماید که این آلبوم ها شامل : « خواب بارون » ، « حکایت » ، « تاک » ، « قصه گل و تگرگ » ، « شهر خورشید » ، « قصه امیر » ، « هوای خونه » ، « قاب شیشه ای » ، « شکوفه های کویری » ، « حادثه » ، « نقاب » ، « بی سرزمین تر از باد » ، « روزهای بی خاطره » هستند . سیاوش قمیشی خوانندگی را بسیار دیر شروع کرد و در یکی از مصاحبه هایش در این مورد گفت که زیاد از شغل خوانندگی یا لااقل در حد میکروفون بدست گرفتن و زنده اجرا کردن خوشش نمی آید ولی به خاطر طرفدارانی که منتظر شنیدن صدای وی هستند به ارائه ی کنسرت می پردازد . او زیاد به رفت و آمد با مردم لس آنجلس نمی پرداخت و در مورد این عدم رفت و آمد و دوری خویش از محیط لس آنجلس « گرفتاری ها » و تنها دلیلش را برای ماندن در لس آنجلس « انجام کارهایش » عنوان می کرد . بعد از آلبوم « نقاب » همه ی توجه ها به طرز ویژه ای به او معطوف شد ، به طور صعودی بر طرفدارانش افزوده گردید و کنسرت هایش رو به فزونی نهاد . سیاوش قمیشی 5 بار ازدواج کرده است و حاصل این ازدواج ها تنها یک فرزند از اولین همسر اوست . نام پسرش علیرضاست که در شیراز زندگی می کند و ظاهرا به خوانندگی هم می پردازد او بیش از 35 سال سن دارد . نام اولین همسر وی « وصال » می باشد . آخرین همسر سیاوش قمیشی « نازنین مرعشی » نام دارد که بیش از سی و پنج سال از وی کوچکتر است و حدودا بیست و پنج سال سن دارد . سیاوش قمیشی بعد از سال های طولانی ماندن در لس آنجلس ( در سال 1385 ) شمسی تصمیم گرفت آمریکا را به قصد اروپا ترک کند و راهی آلمان و ( تحقیقا ) در روستایی به نام akhen ساکن شود . او علت این تغییر مکان ناگهانی را دوری از محیط مسموم و ناجالب لس آنجلس و رسیدن به آرامش بیشتر عنوان کرد ! از گفته های او به نظر میرسد آخرین همسرش همراه او عازم اورپا نشد . در حال حاضر یکی از بردانش در مونترال ، دیگری در تهران و خواهرش در لس آنجلس زندگی می کنند . در میان خانواده ی او سه نفر به هنر روی آورده اند یکی بردار زاده اش « ژیان قمیشی » است . او در کانادا شو اجرا می کند . سیاوش موفق به دیدار وی نشده است و پدر او یعنی بردارش را نیز بسیار کم دیده است . دیگری پسرش علیرضاست که در ایران مشغول به خوانندگی است ولی به هیچ وجه مورد استقبال نیست و شخص دیگری به نام « برزا قمیشی » نیز وجود دارد که او هم بردار زاده اش است ، گیتار می نوازد ، راک ان رول می خواند و البته سیاوش قمیشی با او ملاقات داشته است . اصولا سیاوش قمیشی چندان ارتباط نزدیکی با خانواده ی خود ندارد . چندین سال پیش شایعه شده بود که او برای بازگشت به ایران به دولت جمهوری اسلامی نامه ای نوشته است اما بعد از مصاحبه ای این موضوع را تکذیب کرد و شرط خودش را برای بازگشت به ایران آزادی عمل برای انجام کارها و هم چنین کنسرت هایش عنوان نمود و بازگو کرد که از طرف دست اندرکاران پیشنهاداتی برای خواندن در جزیره ی کیش داشته است اما این پیشنهاد را رد کرده و از خواندن در آن جا صرف نظر کرده است . وی در یکی از مصاحبه هایش گفت که تا پنج سال آینده به خواندن ادامه خواهد داد و چون آهنگ ساز است باقی عمر خویش را از طریق آهنگ سازی امرار معاش خواهد نمود . سیاوش قمیشی علاقه دارد تا او را بیشتر به عنوان آهنگساز بشناسند تا خواننده . هر گاه شعر جدید ی به او میرسد و آهنگ زیبائی روی آن قرار می دهد بیشترین لذت را می برد و دوست دارد اگر آهنگساز نبود شاعر یا نقاش میشد . روزی چند ساعت موزیک گوش می دهد ، پیانو می زند و کتاب می خواند . علاقه ی زیادی به چائی بعد از ظهر ، نگهداری و پرورش گیاهان و همچنین گربه ی سیاهش موسول دارد . هیچ شخصی بالاتر از موسیقی او وجود ندارد و می تواند با موزیکش بدون هر شخصی به زندگی بپردازد . به گفته ی خودش او به هیچ وجه اهل تجملات نیست و بسیار کم از کروات استفاده می کند . آرزوی او بازگشت به ایران و بازدید از وطن خویش است.
نام: امین حیایی
تاریخ تولد: 1349
همسر نیلوفر خوش خلق (بازیگر سینما)
...............................................
- در دوران تحصیل به فعالیت در تئاتر پرداخت و پس از گرفتن دیپلم، ضمن خدمت سربازی در مرکز هنرهای نمایشی عقیدتی - سیاسی نیروی هوایی فعالیتش را آغاز کرد. در سال 1370 بازیگر یک تئاتر کودکان به کارگردانی ثریا قاسمی بود. در پانزدهمین جشنواره فیلم فجر نامزد دریافت جایزه بازیگر نقش دوم برای فیلم براده های خورشید شد.
- خیلی زمان برد تا بتواند به عنوان بازیگر نقش اول در فیلمهای سینمایی بازی کند. در اولین نقش آفرینی اش به عنوان بازیگر نقش اول در فیلم « سیب سرخ حوا » (1378) چندان موفق نبود.
- او در فیلم های سیروس الوند توانست خوش بدرخشد. در فیلمهای هتل کارتن، دست های آلوده و بخصوص در فیلم مزاحم که متاسفانه بازی زیبای امین حیایی با شخصیت پردازی ضعیف از دست رفت.
- او در سال 1381، رکورددار بود. شش فیلم با بازی او در سال 1381 در سینماهای تهران به روی پرده رفت: مزاحم، مانی و ندا، مونس، اثیری، رز زرد، بوی بهشت
.....:::بقیه در ادامه مطلب:::.....
كامران و هومن جعفري در تهران محله ي گيشا ( كوي نصر) خيابان 31 به دنيا اومدن(كامران متولد4 آذر و هومن متولد2 آذر).كامران 3 سال از هومن بزرگتره و اونا يه خواهر كوچيكتر هم به اسم كتي دارن.
موقعي كه كامران 9 و هومن 6سالشون بود با خوانوادشون به كانادا ميرن ؛ اونا توي مدرسه ي فرانسوي ها درس خوندند و همچنين به زبان انگليسي كاملا مسلط هستند.
اونا 8 سال در فرانسه زندگي كردند و بعد از اون با خانوادشون در سال 84 به ونكوور كانادا ميرن.
هومن موقعي كه در كانادا، هاي اسكول(دبيرستان) ميرفت (15، 16 سالش بود) پيانو مي زد وآهنگ هاي انگليسي مي خوند، كامران هم اون موقع با 20،21 سال سن توي گروه پرواز مشغول بود.
و هومن هم دراون موقع توي برنامه هاي كامران با گروه پرواز پيانو ميزد و گاهي هم در آخر مراسم ها بعد از كامران يه اجراي كوچيكي هم داشت .
بعد يه مدتي كامران و هومن از طرف گروه بلك كتس دعوت به همكاري با اين گروه شدند و 4 سال با اين گروه كار كردند اما بعد اين مدت بخاطر يه سري اختلافات سليقه اي ، سبكي و يه كمي هم مالي اين گروه رو ترك كردند.
اختلافات سليقه ايشون از اين قرار بود كه كامران و هومن عقيده داشتن كه محتواي اشعاري كه توي آلبوم از اونا استفاده ميشه بايد كامل باشه بطوري كه حد اقل يه پيامي رو به شنونده برسونه واز اشعارابتدايي يا در سطح پايين استٿاده نشه و همچنين ميگفتن يك آلبوم علاوه بر آهنگ هاي شاد به چند آهنگ احساسي هم نياز داره حتي اهنگ منو ببخش رو براي آلبوم پاپ فادر اماده كردند ولي شهبال مخالٿ اين قضيه بود و از اين آهنگ توي البوم گروه بلك كتس استٿاده نكرد و در هيچ زمينه اي نظرات و پيشنهادات كامران وهومن رو به عنوان دو مهره ي اصلي گروه قبول نداشت و به نظرات اونا اهميت نمي داد در حالي كه كامران و هومن مي گفتند ما هيچ وقت به خودمون اين اجازه رو نمي ديم كه به كسي كه ازمون برزگتره و توي اين كار سالها زحمت كشيده چيزي ياد بديم و هرگز هدفمون اين نيست ما فقط خودمونو در حد پيشنهاد دادن مي بينيم و عقيده هامونو كه به نظرمون مي تونه مٿيد باشه رو ارائه مي كنيم (تا اين حد اونا به برزگتر و پيشكسوتشون احترام ميذاشتن)؛ اما وقتي كه به هيچ كدوم از اين پيشنهاد هامون توجه نشه هيچ دلخوشي براي موندن توي اون گروه؛ گروهي كه توي اون حتي به احساسمون اهميت داده نميشه نمي مونه وبه اين ترتيب تصميم مي گيرن تا به طور مستقل كار كنند وبا لبي خندان ولي دلي شكسته از بلك كتس خداحافظي ميكنندوبه ونكووربرميگردن چون اونا اجازه ي كار توي آمريكا رو فقط براي كار در گروه بلك كتس داشتن ودوباره بعد از گرفتن مجوز دوباره به امريكا برگشتنو بعد از تقريبا دو سال آلبوم 20 رو با همكاري سعيد صيام و رامين زماني تهيه كردند و بازار رو تركوندن.كامران و هومن سعي كردن كه آهنگ هاي آلبومشون از لحاظ محتوا(شعر) و كيفيت در سطح بالايي باشهولي با اين وجود اون طوري كه خودشون هم گٿتن حتي كمتر از20% از توانايي هاشونو تونستن تو اين آلبوم نشون بدن و اين قول رو دادن كه آلبوم هاي بعديشون حتي بهتر از آلبوم 20 خواهد بود (اونا ديگه چــــــــــي ميشن).
بيشتر شعرهاي اين آلبومشونو مريم حيدر زاده سروده.
كامران و هومن سعي كردن هر كدوم از موزيك ويدئو ها شونو توي يه كشوري فيلمبرداري كنند.
تو رو ميخوام ، اون با من رو در تورنتوي كانادا ضبط كردند.
موزيك ويدئو ي 20 رو هم alec cartio كارگردان موفق ايراني كه خيلي از موزيك ويدئو هاي خواننده
هاي مشهور آمريكايي رو كارگرداني كرده ، درست كرد.
كامران و هومن سعي ميكنن كه كاراشون خوانوادگي باشه بخاطر همين حتي توي موزيك ويدئو هاشون هم سعي ميكنن از مدل ها بجا و با پوششي مناسب استفاده شه به طور مثال توي موزيك ويدئو ي اون با من دنسر اصلي خواهرشون كتي هستش كه كامران و هومن از اين بابت خيلي هم خوشحالن. اونا حد خودشونو مي دونن و به ايراني بودنشون افتخار ميكنند و به فرهنگ ايراني هم احترام ميذارن (كه اين مورد به خوبي توي موزيك ويدئو هاشون هم بازره).
و اما يكمي هم در مورد آهنگ ها : آهنگ با تشكر از شما كه يكي از قشنگترين آهنگ هاي اين آلبوم هست رو مريم حيدر زاده سروده و خود كامران و هومن هم اين آهنگ رو خيلي دوست دارن و حتي موقعي كه براي اولين بار اين آهنگ رو شنيدن كلي اشك ريختن وگريه كردن و چون با احساسشون سازگار بود تونستن به قشنگترين نحو و با احساسي قشنگ و پاك اين شعر رو اجرا كنند.
اونا اين آهنگ رو تقديم كردند به همه ي اونهايي كه يه جايي به يه نحوي در حقشون بدي شده ودلشون شكسته. (شهبال)
يكمم در مورد خودشون: كامران قصد ازدواج داره (دوست دختر هم داره شقایق) البته نه به اين زودي ها اما هومن فعلا اصلا در اين باره حتي فكر هم نميكنه.
كامران خيلي با احساس رمانتيك و خوش صحبت.
هومن خيلي مهربون ، دلسوزو خيلي هم كم حرف هست ولي خيلي باحال حرف ميزنه و البته فارسي رو مثل كامران نميتونه صحبت كنه.
سليقه هاشون خيلي به هم نزديك كه اين خيلي بهشون تو كارشون كمك كرده اونا حتي توي انتخاب لباس هم خيلي با هم تفاهم دارن. هومن منظم تر از كامران هست. كامران آشپزيش خيلي خوبه.
اونا هيچ نوع از مواد مخدر رو استفاده نميكنن سيگار هم نميكشن و اون ورجه وورجه ها و تحرك زيادشون چه توي موزيك ويدئو ها و چه توي كنسرت ها به هيچ وجه ناشي ازمصرف نوشيدني هاي الكلي وغيره نيست يكمم در مورد تيپشون:
اگه دقت كرده باشين هومن اكثرآ يه بازوبند سفيد روي بازوش مي بنده كه اين اون بازوبند ماموراي انتظامات نيست بلكه هومن اين بازوبند سفيد رو به نشانه ي صلح و دوستي و آرزوي دوستي همه ي مردم با هم به بازوش مي بنده .


نام كامل : ROWAN SEBASTIAN ATKINSON
تاریخ تولد : 6 ژانویه 1955
محل تولد : نیوكاسل انگلیس
شغل : بازیگر، كمدین، نویسنده
تحصیلات : مهندسی الكترونیك از دانشگاه نیوكاسل و آكسفورد
علت شهرت : ایفای نقش در شخصیت MR.BEAN
قد : 183 سانتی متر
پدر : ERIC ATKINSON
شغل پدر : كشاورز
مادر : ELLA MAY ATKINSON
برادرها : RYBERT & RODNEY
همسر : SUENTRA SASTRY
شغل همسر : آرایشگر و گریمور
تاریخ ازدواج : 1990
نام پسر : BENJAMIN
نام دختر : LILY
بیــــــوگـــــرافــی :
"روان سباستین آتكینسون" معروف به "مستربین" كمدین معروفی كه سالهاست خنده را بر لبان مردم دنیا مینشاند، در 6 ژانویه 1955 در "نیوكاسل" انگلیس در منطقه "تینه" متولد شد. پدرش "اریك آتكینسون" و مادرش "الا می" نام داشت. او دو برادر بزرگتر به نامهای "روبرت" و "رودنی" دارد. پدرش یك مزرعهدار ساده بود. "روان" بعد از اتمام تحصیلات ابتدایی و دبیرستان در دانشگاه "نیوكاسل" در رشته مهندسی برق مشغول به تحصیل شد. مدتی بعد دانشگاهش را به "آكسفورد" منتقل كرد و تحصیلاتش را در همان رشته در دانشگاه آكسفورد به پایان رساند.
او از نوجوانی به بازی در نقشهای كمدی علاقه فراوانی داشت. او در این زمینه از استعداد خاصی برخوردار بود. "روان" در دانشگاه آكسفورد با فیلمنامهنویس طنز معروف "ریچارد كورتس" آشنا شد و فعالیتهایش را در زمینه بازیگری كمدی زیرنظر این فیلمنامهنویس آغاز كرد. او در چند نمایش كوتاه طنز كه در سالن آمفی تئاتر دانشگاه اجرا شد ایفای نقش كرد و بسیار مورد توجه تماشاچیان قرار گرفت. "روان" كار حرفهای خود را در این زمینه در سن 23 سالگی و در سال 1978 با ایفای نقش در یك نمایش كمدی با نام Oclock News شروع كرد.
این نمایش یك تقلید خبر طنزآمیز بود كه از شبكه BBC انگلیس پخش میشد. این نمایش كمدی كه پخش آن مدت چهار سال ادامه داشت موفقیت چشمگیری به دست آورد و در این مدت چهار سال "روان" جوایز ملی و بینالمللی فراوانی را از اتحادیههای مختلف از آن خود كرد. "روان" كه با بازی در این سریال محبوبیت خاصی در انگلیس پیدا كرده بود در سال 1980 به این ترتیب عنوان بازیگر سال BBC را از آن خود كرد و مورد تقدیر قرار گرفت. "روان" در سال 1981 در یك نمایش تك نفره طنز در تئاتر "وست اندلندن" بازی كرد و بعد از اتمام یك فصل كامل بازی جایزه بازیگر كمدی سال اتحادیه تئاتر "وست اندلندن" را از آن خود كرد. او جوانترین فردی بود كه تا آن زمان تئاتر تك نفره طنز بازی كرده بود. دومین نمایش تك نفره او در سال 1988 نه فقط در لندن بلكه در نیویورك، استرالیا، نیوزلند و خاورمیانه بسیار موفقیتآمیز بود و مورد استقبال قرار گرفت. او در سال 1983 با همكاری فیلمنامهنویس "ریچارد كورتیس" نمایش طنزBlack Adder (افعی سیاه) را برای BBC ساخت كه این سریال نیز برنده جوایز فراوانی در سطح بینالمللی شد و "روان" به واسطه بازی در نقش اول این سری نمایشها برای دومین بار عنوان بهترین بازیگر سال BBC را از آن خود كرد. این سریال در چهار دوره متوالی پخش شد.
معروفترین كار تلویزیونی بزرگ او در سال 1989 ساخته شد. این سریال كمدی صامت، مجموعه نمایشهای "مستربین" بود كه برای شبكههای ITV و HBO توسط شركت "تایگر اسپكت" ساخته شد. در این مجموعه نمایشهای طنز، "روان" نقش یك شهروند انگلیسی دست و پا چلفتی را بازی میكرد كه بدون كلام و بیشتر با شكلكهای صورت و حركات خندهدار، خنده را بر لبان تماشاگران مینشاند. این سریال برنده جوایز بینالمللی فراوانی از جمله "رز طلایی مونترایكس" شد و در سال 1995 نیز عنوان بهترین نمایش كمدی را از آن خود كرد.
این سریال از شروع ساختش بسیار مورد توجه كشورهای مختلف دنیا قرار گرفت و در بیش از دویست كشور مهم دنیا فروخته شد و از آن به بعد "روان" به عنوان "مستربین" در سطح بینالملل معروف شد. این مجموعه نمایشها از لحاظ اقتصادی برای تلویزیون انگلیس پرفروشترین سریال دهه نود به شمار میرفت. این مجموعه از سال 1989 تا 1995 در تلویزیون بریتانیا ساخته و پخش میشد. در سال 1997"روان" یك فیلم سینمایی را نیز با این نقش بازی كرد كه "بین، نمایش واقعه ناگوار" نام داشت و در سطح جهان موفقیتهای فراوانی را از آن خود كرد.
یـــك نــویسنــده :
"روان سباستین آتكینسون" نه تنها یك بازیگر توانا بلكه یك نویسنده، تهیهكننده و دوبلور معروف فیلمهای كمدی در اروپا به شمار میرود وی میگوید : یك فیلم كمدی خوب علاوه بر بازی خوب یك كمدین نیاز به یك موسیقی زیبا، یك كارگردانی خوب و یك فیلمنامه زیبا دارد.
او در مورد مجموعه "مستربین" میگوید : من هرگز دوست ندارم از مستربین كه با آن در سطح دنیا شناخته شدهام جدا شوم. من از بازی در این نقش لذت فراوانی میبرم."روان" علاوه بر این مجموعههای تلویزیونی، فیلمهای سینمایی بسیار موفقی را هم در كارنامه هنری خود دارد. "روان" در سال 2006 ساخت دومین مجموعه مستربین را آغاز كرده است كه در 29 مارس 2007 به سینماها آمد. این مجموعه تعطیلات مستربین نام دارد.


ازدواج مستربین :
"روان" در فوریه 1990 با "سانتراسایستی" ازدواج كرد كه حاصل این ازدواج دو فرزند به نامهای "بنیامین" و "لیلی" میباشد. قابل ذكر است كه مستربین عاشق ماشینهای سریعالسیر از جمله "استون مارتین" است. وی در خصوص ماشینهای تندرو مقالاتی را در مجلات ماشین منتشر كرده است.
مصاحبه ای كوتاه و خواندنی روزنامه تایمز با مستربین :
"روان سباستین اتكینسون" معروف به "مستربین"، كمدین معروف سینمایی انگلستان و جهان، در میان تمام كشورها از جایگاه ویژه ای برخوردار است. او در پاسخ به ۱۰ سؤال تایم در خصوص زندگی هنری اش و حواشی آن مصاحبه ای انجام داده كه در ذیل ارائه می شود :
● آیا همچنان كه در سن ۳۰ سالگی در اولین كار كمدی خود موفق ظاهر شدی اكنون در ۵۰ سالگی بی هیچ تفاوتی همان گونه ظاهر می شوی؟ راز ماندگاری كمدی شما با وجود اختلاف ۲۰ سال در چیست؟ آیا شخصیتهای هنری بر اساس آنچه كه خودت هستی انتخاب می شوند یا اینكه ابتدا نقش را انتخاب بعد تو خودت را با آن هماهنگی می كنی؟ زیرا تو بازیگری هستی كه زمان و سن و سال بردار نیستی!
حقیقتش نقشهایم بازتابی از شخصیت درونی من هستند. مستربین در واقع نهاد طبیعی احساسات و ابراز تمنیات من است. به ویژه وقتی كه به من گفته می شود كه باید كاملاً تا بی نهایت چهره مسخره به خود بگیری، این حس درونی مرا بیشتر به سمت این نقش می كشد. اما این مسأله بیشتر در فضای باز به من دست می دهد تا در دكور درون استودیو.
● چرا كارهای تو بیشتر عامیانه و عوام پسند و در عین حال برخواسته از فرهنگ عامه طبقات جامعه است؟
زیرا از سطح تفكر واقعی یك كودك بزرگسال شروع می شود تا مرحله بزرگترین انسانهای خردسال ادامه می یابد. زیرا ما انسانها بسیار دوست داریم كه در سنین بالا به دوران كودكی خود سر بزنیم و از آن لذت ببریم. درست مانند كودكی كه مانند بزرگسالان آرزوی بزرگ شدن را دارد و او نیز با دیدن كارهای من احساس بزرگ شدن می كند و از كارهای من لذت می برد. لذا مستربین در واقع و به طور ذاتی كودكی محبوس شده در كالبد یك مرد بزرگسال است. مثلاً یك پسر ۱۰ ساله از یك فرهنگ متفاوت با دیدن فیلمهای من همان احساسی را دارد كه یك مرد ۳۰ تا ۵۰ ساله دارد.
● ما مستربین را بیشتر در نقشهای سینمایی اش با نام تدی بی یر دوست داریم تا نمایشها و شوهای تلویزیونی. زیرا در آنها، مستربین با محیط مأنوس و الفت گرفته همراه می شود كه با دوستدارانش بهتر رابطه برقرار می كند. آیا تو غیر از این فكر می كنی؟ آیا بیشتر نقشهای ناطق را ترجیح می دهی یا نقشهای صامت را؟
مستربین زمانی بیشترین تأثیر را دارد كه هرگز از عبارات و كلمات استفاده نكند. اما من در خانه هر دو را با هم دارم. به طوری كه نقشهای صامت بسیاری را اجرا كرده ام كه اما معروفترین آنها "كلاهبردار ناشی" می باشد.
● آیا تاكنون به نقشهای جدی خود نزدیك شده ای؟
راستش نقشها می آیند و می روند، اما همه اینها بستگی به یك موضوع و مسأله دارد. من زمانی آن نقشها را ایفا می كنم كه هرگز مشكل عصبی نداشته باشم و نیز زمانی كه من نقشی را غیر از آنچه كه خودم هستم ایفا كنم می توانم به جدی بودن آن امیدوار باشم، تا بر اساس آن حواشی من ناپدید شوند. اینجاست كه اوج تمام آمال و آرزوهای من شكل می گیرند.
● در اكثر اوقات با چارلی چاپلین مقایسه می شوی. آیا او توانسته است بر كارهایت تأثیر بگذارد؟
من دوران رشد خودم را با تماشای فیلمهای چارلی چاپلین پشت سر گذاشتم قطعاً تأثیر پذیری هایی داشته ام اما نه زیاد. حتی تحت تأثیر باستركیتون قرار نگرفتم. زیرا مردم مرا جانشین و پیرو راه باستركیتون می دانند. حال آن كه هرگز فیلمهای او را ندیدم. من بیشتر خود را یك كمدی بصری می دانم تا یك كمدی فیزیكی. حال آن كه چاپلین بدون شك یك بازیگر و اكروبات و سیرك باز معروف بود. اما من نیستم.
● شنیده ایم كه دوستدار جمع آوری كلكسیون ماشینهای اسقاطی خارجی هستی. آیا این كار را واقعاً دوست داری؟
من از مسابقات اتومبیلرانی یا ماشینهای دهه ۵۰ و ۶۰ بسیار لذت می برم. بذر این علاقه در سن ۱۲ سالگی در وجود من جوانه زد تا در آن زمان از ماشین مادرم كه مدل موریس ماینور بود یواشكی استفاده كنم. من در آن موقع شروع به چرخیدن با ماشین در اطراف مزرعه پدرم كردم. اما همچنان امروز بهترین ماشین دلخواهم، همان مك لرن اف ۱ می باشد كه ۱۰ سال گذشته آن را داشته ام.
● با آن كه مهندسی خود را از آكسفورد گرفتی، چطور شد كه سر از سینمای كمدی درآوردی؟
بر اساس علاقه ذاتی خودم، آكسفورد در واقع راهی برای رسیدن به بازیگری بود. زیرا می خواستم كه زندگی دانشجویی خود را تا آن جا كه امكان داشت در این امیدواری سپری كنم كه می توانم تواناییهای ذاتی هنری خود را كشف و به عنوان یك شخصیت ذاتی هنری در خودم متبلور گردانم. سرانجام آن سرگرمیها برایم تبدیل به یك شغل و منبع درآمد شد. فكر می كنم مهندسی كار بزرگی است و من یكبار دیگر به آن باز خواهم گشت، اما می دانستم كه مدتها پیش در رساله پایان نامه دانشجویی ام نوشته بودم كه هرگز از آن به عنوان یك شغل و منبع درآمد استفاده نمی كنم.
نام و نام خانوادگي : نانسي عجرم
متولد : 16.05.1983
محل تولد : اشرفيه لبنان
تعداد برادر و خواهر: يک برادر و يک خواهر مجرد
محل اقامت : نيوشيلا لبنان به همراه خانواده
نانسي عجرم به عنوان يکي از زيباترين خوانندگان زن عرب تنها 8 سال داشت
که کار خواندن را شروع مي كند
,
هنگاميکه که 12 سال داشت در برنامه اي در تلويزيون به نام ستارگان آينده شرکت مي کند
و به مدال طلا دست پيدا مي کند .
يکي از خوانندگان مصري که در آن برنامه شرکت کرده بود صداي نانسي را به صداي
خواننده بزرگ عرب ام کلثوم تشبيه کرده است .
بعد از آن او به طور جدي کار موسيقي را تحت نظر بهترين معلمان موسيقي دنبال مي کند
و در سن 18 سالگي به عنوان يک خواننده حرفه اي معروف مي شود,
اولين آلبوم معروف او در سال 1998 به عنوان مشتاقلک (دلتنگ تو هستم)
و دومين آلبوم در سال 2001 با نام شيل عيونک عني (چشمانت را از من بردار )
منتشر شد وليکن عامل اصلي موفقيت او آلبوم سومش با عنوان يا سلام در سال 2003 بود
نانسي عجرم به عنوان بهترين خواننده عربي در سال 2003 شناخته شد.
آخرين آلبوم او آه و نص در سال 2004 منتشر شد.
بي شک نانسي عجرم يکي از محبوبترين چهره هاي خواننده عربي است,
که البته اين محبوبيت را مديون زيبايي صورت بعد از عمل جراحي مي باشد
هم چنين رفتار بچگانه و خونگرم او و صداي دلنشينش همگي موجب اين محبوبيت
خارق العاده شده اند.
******************************************************
نانسی نبیل عجرم که دختری بسیار زیباست در 16 می 1983 در لبنان به دنیا امد و با خانواده اش زندگی میکند او یک خواهر ویک برادر دارد زمانی که او بچه بود بسیار زیرک به نظر میرسید ودر سن چهار سالگی بود که در خودش احساس خوانندگی را پیدا کرد و با سختی و صدایی نازک ولطیف در تلوزیون و رادیو به همراه والدینش رفت. نانسی در سنی که فقط هشت سال داشت وقتی شروع به خوانندگی کرد که در مسافرت بود ومادربزگش به او گفت که تو صدای خوبی داری
نانسی عجرم خواننده ی موسیقی پاپ لبنانی که کوکا کولا سالها روی او سرمایه گذاری کرده است در تمام دنیا از جمله امریکا کنسرت میدهد و محصول منطقه ایست از خاور میانه. برای اولین بار در سن چهار سالگی به موسیقی جذب شد ودر سن هشت سالگی به خواندن ترانه های قدیمی پرداخت ودر تلوزیونهای محلی در مسابقات اواز خوانی کودکان شرکت کرد و در دوازده سالگی در یک شو تلوزیونی به نام ستارگان اینده مدال طلا گرفت
نانسی از دوازده سالگی کار خود را با پخش اهنگ هاشب از کانال نجوم المشتکبر به کمک مادر بزرگ خود که اودیل عجرم نام دارد و خود از خواندگان پیشکسوت است شروع کرد اولین البوم نانسی در سال1998بیرون امد که حاصل کار او تا به حال پنج البوم بوده است
نانسی یک برادر و یک خواهر به نام نادین داره که به گفته خودش بهترین دوستای اون هستند /
قد نانسی 1۶۸ سانتی متر و وزن اونم 50 کیلو گرمه ...نام پدر نانسی نبیل عجرم و نام مادر او ریباندا عجرم نام دارد
نانسی عاشق شکلات و شیرینی و کارتون تام وجریه وبلاخره نانسی با این همه محاسن خوبی که داره به اون لقب سیندرلا دادن ...
نام : آنجلینا جولی ویت .
لقب: آنجی ، زن گربه ای .
قد: 173 سانتیمتر.
او در تاریخ 4 ژانویه 1975 و در ساعت 9:09 در لس آنجلس متولد و در همانجا بزرگ شد.
نام پدرش ''جان ویت''و نام مادرش ''مارچلین برتلند'' است. همچنین او خواهرزاده ''چیپ تایلور '' می باشد. در ضمن ''جولی'' در زبان فرانسه به معنای ''زیبا'' است.
او در سن 14سالگی به کار مدلینگ روی آورد و در 16 سالگی از دبیرستان ''بورلی هیل'' فارغ التحصیل شد ''آنجلینا'' بعدها در انستیتو تئاتر استرابرگ'' آموزش دید. آنجا جایی بود که او در تولیدات کارآموزی متعددی ایفای نقش کرد.
او بعدها به عنوان مدل حرفه ای در لندن ، نیویورک و لس آنجلس کار کرد و در ویدئوکلیپهای هنرمندانی همچون ''میت لف'' ، ''لنی کراویتز آنتنلو وندیتی'' و گروه ''لمون هدتز'' ایفای نقش نمود.
در ضمن او در دانشگاه نیویورک در رشته سینما تحصیل کرده است
وی در پنج فیلم دانشجویی برای مدرسه سینمایی که تمام آنها را برادرش نوشته بود کارکرد .
''آنجلینا'' در تاریخ 1995با ''جانی لی میلر'' ازدواج کرد و در سال 1999 از او جدا شد. او در مراسم ازدواجش با ''جانی لی میلر'' به جای لباس عروس (!) یک شلوار چرم سیاه رنگ و تی شرت
سفید رنگ به تن داشت که بر روی آن نام همسرش را با خون خودش نوشته بود! رابطه او و برادرش بسیار صمیمی و نزدیک است و به طور جدی تحت حمایت برادرش ''جیمزهاون'' می باشد
. برادرش اغلب او را در نمایشهایش همراهی می کند و ''آنجلینا'' نیز از نام او در نمایشهایش استفاده می کند. مانند : ''جیمی کجاست؟ '' در پرده ''دختر گسیخته'' .
او خالکوبی حرف اچ را بر روی مچ دست چپش دارد که آن مربوط می شود به نام دو شخصی که بسیار با او صمیمی و نزدیک هستند. او این خالکوبی را زمانی بر روی دست خود کشید که به ''تیموتی هاتون'' علاقه داشت ، اما پس از جدائیشان از یکدیگر ، او می گوید که آنرا فقط به خاطر علاقه به برادرش ''جیمز هاون کشیده است!
شهرت وی از فیلم ''عشق همان است که هست'' ( 1996) آغاز شد. دومین ازدواج ''آنجلینا'' در تاریخ پنجم می 2000 با ''بیلی باب تورنتون'' بود که حاصل آن فرزند پسری به نام ''مادوگس'' است. ''جولی'' نگهداری از کودکش را زمانیکه برای بازی در فیلم ''خارج از مرزها'' ( 2003) در افریقا به سر می برد آغاز کرد.
آهنگها و خوانندگان مورد علاقه او ''مدونا'' ، ''الویس پریسلی'' ، ''فرانک سیناترا'' و گروه ''کلش'' می باشد. او بیشتر برنامه های مربوط به گیاهان و حیات وحش را از تلویزیون تماشا می کند .
دستمزد انجلینا در فیلم مهد زندگی 12 ملیون دلار بود .
آنجلینا جولی از سال ۲۰۰۱ از سوی کمیسریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان به عنوان سفیر حسن نیت تعیین شده و با مسافرت به نقاط دورافتاده جهان به فعالیت در زمینه حفظ حقوق آورارگان و پناهندگان مشغول است.
همانطور که گفته شد همسر اول وی جان لی میلر است که در سال ۱۹۹۶ با او ازدواج کرد و در سال ۱۹۹۹ از وی جدا شد. همسر دوم او بیلی باب تورنتون است که در مه ۲۰۰۰ با هم ازدواج کردند
, ولی سرانجام بعد از ۳ سال ازدواجشان به جدایی انجامید.
پس از بازی در فیلم آقا و خانم اسمیت، او و برد پیت وارد یک دوستی عاشقانه و سرانجام در پی ازدواج آنها در سال ۲۰۰۶ صاحب دختری به نام شیلو شدند که به خاطر باورهایشان در مورد پایان دادن به فقر و بدبختی مردم آفریقا تصمیم به تولد بچهشان در کشور فقیر و آفریقایی نامیبیا کردند.
خانم جولی همچنین یک پسربچه یتیم کامبوجیایی به نام مدوکس و یک دختر یتیم افریقایی به نام زهرا را به فرزندی قبول کرده است و با آنها زندگی میکند.
او همچنین یک پسربچه ی دیگر به نام پکس را به فرزندی قبول کرده و نیز چند ماه پیش دوقلوهایش را به دنیا آورد.
خانواده جولی-پیت در یک کاخ هفتاد میلیون دلاری در فرانسه زندگی می کنند.